مرضيه محمدزاده

804

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

است . بعد از محتشم شاعران مرثيه‌گوى چيره‌دست بسيارى به استقبال از او تركيب‌بندها سرودند و ليكن هيچكس نتوانسته است برتر از آن بسرايد . ديوان محتشم مشتمل بر : قصايد ، غزليات ، مراثى ، مدايح ، قطعات ، رباعيات و مثنويات مىباشد كه قسمت قصايد را « جامع اللطايف » و قسمت غزليات را « نقل عشّاق » ناميده است « 1 » . - * - مراثى : 1 باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است * باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين * بىنفخ صور « 2 » خاسته تا عرش اعظم است اين صبح تيره باز دميد از كجا كزو * كار جهان و خلق جهان جمله درهم است گويا طلوع مىكند از مغرب آفتاب * كآشوب در تمامى ذرّات عالم است گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست * اين رستخيز عام كه نامش محرّم است در بارگاه قدس كه جاى ملال نيست * سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است جن و ملك بر آدميان نوحه مىكنند * گويا عزاى اشرف اولاد آدم است خورشيد آسمان و زمين نور مشرقين پرورده كنار رسول خدا حسين 2 كشتى شكست خورده طوفان كربلا * در خاك و خون طپيده ميدان كربلا گر چشم روزگار برو زار مىگريست * خون مىگذشت از سر ايوان كربلا نگرفت دست دهر گلابى به غير اشك * زآن گل كه شد شكفته به بستان كربلا از آب هم مضايقه كردند كوفيان * خوش داشتند حرمت مهمان كربلا بودند ديو و دد همه سيراب و مىمكيد * خاتم ز قحط آب سليمان كربلا زان تشنگان هنوز به عيوق « 3 » مىرسد * فرياد العطش ز بيابان كربلا آه از دمى كه لشكر اعدا نكرد شرم * كردند رو به خيمه سلطان كربلا آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد 3

--> ( 1 ) - ديوان مولانا محتشم كاشانى ، مقدمه . ( 2 ) - نفخ صور : ( دميدن صور ، در شيپور دميدن . و مراد از دميدن صور اسرافيل نزديك شدن قيامت است . در روز قيامت ابتدا اسرافيل مىدمد جهت ميرانيدن خلق و بار ديگر جهت زنده كردن آنها و ما بين دو نفخه چهل سال فاصله مىباشد . ( 3 ) - عيوق : ستاره‌ايست سرخ رنگ و روشن در كنار راست كهكشان كه پس از ثريا برآيد و پيش از آن غروب كند و در اوج و بلندى شهرت دارد .